رنگ آبی روسری ات را دوست دارم
1 بودنت را پشت شیشه دوست دارم
بخار گرفته، همه شیشه های خانه را
کشیدن اشکال عاشقانه "نیکان و جهان و گیسو" را دوست دارم
از اول خنده های کودکانه ات، تا مرز چهل سالگی من
پا به پای برهنه دیدنت را دوست دارم
اینجا گندم زارهای تهران نیست، اما
جوانه های"تو و نیکان"را توی گیلان دوست دارم...
دوباره تولدم شده است،جان خودت بیا
گم شدن پی در پی لب هایم در لب هایت را دوست دارم
نشد با صدای بلند، یکبار دیگر صدایت کنم
امشب سکوت عاشقانه خانه را دوست دارم
صبح شد و آفتاب،دوباره خواب مانده است
ابرهای پف کرده آذر ماهی را دوست دارم
باران که می گیرد پانزدهم آذر ماه هر سال را
دزدیدن گرگ و میش چشمانت را دوست دارم
برچسب:
نویسنده: بنیامین اسماعیلی