تنها باران است و خیابانی غرق در او...
هر قدر که نگاه می کنی،
من نیستم!
نه! یک پنجره، برای دیدن کافی نیست!
نه می روم،!
نه می آیم.....
گم شده ام در تولدت....
گم شده ام در هوایت...
گم شده ام در موهایت...
گم شده ام در صدایت...
دوباره مرا با اسم کوچکم صدا بزن!
نگران نباش!
تو مرا صدا کن، من راه خانه ام را پیدا خواهم کرد....
برچسب:
نویسنده: بنیامین اسماعیلی